وخدای ما،او که خودش همیشه نگران بنده است،سراغ بنده اش را میگیرد،او که خودش رزق میدهد، میخوراند، می پوشاند، می نوشاند وآنگاه که بیمار شدی همان خدا شفایت میدهد .
جای این خدا در زندگی ما کجاست؟ کدام ملاک ومحور زندگی ما با اوست؟ در کجای زندگیمان جای دارد؟ در شادی هایمان؟ در غم هایمان؟یا در بن بست هایمان؟ یا در هیچ کدام؟
آیا برای چنین خدایی هیچگاه هدیه ای فرستاده ایم؟یا به پایش گلی ریخته ایم ؟کاش به اندازه ی همان بت پرستان ما خدا پرست بوده ایم!
ولی اگر دوست داشتی روزی برایش هدیه ای ببری،نگران خرج و مخارجش نباش،بهترین بنده نوازی ها در قبال کوچکترین هدیه ها میکند،بهترین خریداری را، یک آینه کوچک،تنها یک آینه کوچک ....... همان آینه دل...
![]()
همیشه زشتی وجودمان را برایش برده ایم، آیا وقت آن نرسیده که آینه قلب مان را هدیه کنیم تا زیبایی های خود او در آن منعکس شود؟ وآیا هنوز وقت خانه تکانی دل نرسیده ؟

