تبليغاتX
یاران

یاران

مذهبی

یک سال،سنگین گذشت وبوی بهاری نیامد

 

عطرنسیمی نپیچید،بانگ سواری نیامد

 

بی پرده می گویم امشب،ماکشته ی راه نانیم

 

یک تکه ایمان نداریم،یک سربداری نیامد

 

خشم خدای تمدن ،ایما نمان را درو کرد.

 

سنگیم سنگ سیاهی ،از عشق کاری نیامد

 

گفتند می آید از راه ،صبح همین جمعه ناگاه

 

عمریست چشم انتظاریم،حتی غباری نیامد

 

می دانم این کفر محض است،درمذ هب چشمهایت

 

گفتند آقایتان کو؟گفتیم باری نیامد

 

آدینه های غریبی ،برموجها دل سپردیم

 

آن تک سوار خروشان ،باذوالفقاری نیامد

 

دستی برایم تکان ده،پوسیدم اینجا امان ده

 

یک سال سنگین گذشت وبوی بهاری نیامد

 

  

     

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 17:43  توسط سید علیرضا صالحی  | 

با سلام

ما باهر کاری که انجام میدهیم روی تمام ذرات تاثیر میگذاریم و آنها بنا به کار ما شکل گیری میکنند و

 همه ی آنها دارای شعور هستند پس میتوانند در مقابل عمل ما عکس العمل نشان دهند.از آنجا که خدا

تمام ذرات را پاک آفریده حتی خیلی از انسان هایی که بزرگترین پلیدیهارا انجام میدهند اول پاک بوده اند

.از موضوع اصلی دور نشویم هر زمان که گناه های ما که ذاتا نجس هستند به روی آنها تاثیر میگذارند و

آنها را کم کم نجس میکند و از آنجا که آنها پاک هستند و نمیتوانند تحمل یباورند از خود عکس العمل

نشان داده و پدیده هایی مانند زلزله و سیل وطوفان وآتش سوزی به وجود میآید زیرا آب و خاک وآتش از

 پاک کنندگان هستند. پس به خاطرداشته باشیم که هر بلایی به سرمان میآید از اعمال خودمان است .

پس شعار ما انسان همیشه باید مرگ بر گناه و مرگ بر دروغ مرگ بر غارت ومرگ بر ستم و مرگ بر .....

باشد

                                    

و این را بدانید که خدا هیچوقت از شما روی برنمیگرداند پس اگر گناه کردهاید دیر است توبه کنید.

خدافقط  فقط خدا.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 16:29  توسط سید علیرضا صالحی  | 

با سلام

این شعر به نظر من از بهترین شعر هایی که یک عاشق میتواند برای معشوق اصلی خود یعنی برای خدا

 بخواند این شعر از شیخ بهایی است امیدوارم لذت ببرید:

تاکی به تمنای وصال تو یگانه                                    اشکم شود،از هر مژه چون سیل روانه

خواهد به سر آید، شب هجران تو یانه؟                      ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

                                        جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه

                                                                

رفتم به در صومعه‌ی عابد و زاهد                             دیدم همه را پیش رخت، راکع و ساجد

در میکده، رهبانم و در صومعه، عابد                        گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد 

                                        یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه 

                                                                

روزی که برفتند حریفان پی هر کار                        زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار

من یار طلب کردم و او جلوه‌گه یار                         حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار 

                                       او خانه همی جوید و من صاحب خانه 

                                                          

هر در که زنم،صاحب آن خانه تویی تو                  هر جا که روم،پرتو کاشانه تویی تو  

در میکده و دیر که جانانه تویی تو         
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
مقصود تویی، کعبه و بتخانه بهانه    

برای شعرکامل اینجا  کلید کنید                                                

                                                          
       

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 15:2  توسط سید علیرضا صالحی  | 

                                       پیام مهدی -  من آمدم

 بر گو و بر نویس که یاران ِ خدا ازگناه گریزانند،  در هر شکلی و در هر نقطه از عالم که باشند.

 ای یاران من، ای هواداران من،  ای شیعیان علی و ای  خدامداران تاریخ !  ای زنان و ای مردان!   در همه عالم. راه نجات،  راه سعادت و بزرگی و علو،  در پاکی است و دوری از شیطان شما را مباد  که کید شیطان را پذیرفته!  و برده وسوسه  و دعوت او باشید.

ای همه یاران من در زمین!  از ایران تا آن طرف آبها،  ای اروپا و ای سوئد وای استرالیا ای آبهای گرم و سرد دنیا،  ای ذرات عالم، بشنوید پیام مرا که ما به پایان گناه آمده ایم.

دوره گناه، ذلت،  ضلالت در پایان خویش است.  چرا شما متولی این حرکت و این جهاد مقدس،  بزرگ و تاریخی نباشید؟

*- خیلی خوب است.  ممنونم.  ادامه بفرمایید. ( نگران بودم که ادامه نفرمایند).

- ای سایه به سایه هستی ،  ای انسان!  ای ناب ترین قیافه و منش در تجلی خدا با او و در او،  بدان و آگاه باش که این منم مهدی که داد سخن داده ام.   اينك و هم اينجا.  در گوش زمان،  در گوش تو، تا چه شود؟!

تا دنیا بداند من مدیریت هستی را و مدیریت جهان بشری را در تاب و در تب  پاکی انتخاب،  و بر آن استوار ایستاده ام و این است  حسین من!  مأمور است تا پیام مرا هم اینک و از هم ینجا به شما!  به دنیا!  به همه ادیان و ملتها برساند؛  که راه خدا، راه پاکی و سازندگی و مهراست.

 شما را لیاقت آن نیست که با گناه،  به خدا عناد ورزید.  و راه شیطان را از طریق گناه  با انواع توجهات غیر الهی بپوئید!   گناه سیاسی،  اقتصادی،  اجتماعی،  اخلاقی،  قانونی،  اداری و نظامی و هر گناه دیگری در هر شکلی  عليه منافع و مصالح هر گیاه  و پرنده و چرنده و ذره،  خلاف ناموس هستی و خلاف فطرت آدمی است.

بیایید و خود را درمقابل عدالت هستی قرار نداده،  و با خدا و دین او که گستره ای معادل هستی دارد، به چالش نیفتید  که راه سقوط و اضمحلال و عدم آرامش و اضطراب و سوختن و ناامیدی و فقر و فاقه  و آتش و جهنم و جنگ و فساد و تخریب و دلهره و دلشوره و ننگ و هر آنچه،  تو آن را می شناسی اما نه به نیکی،  بل به زشتی و پلشتی!   ازمیان گناه و از (  هر آنچه از )   میان جاده گناه در عبوراست و بس.

ای انسان!  خدای تو،  تورا آزاد آفرید تا بیازماید.  و تو را پاک آفرید تا اتمام حجتی بر تو باشد.  و با تو مهربانی کرده و باران داد.  از نور آفتاب،  درهر شکلی بهره داد و از عقل و هوش و خرد و ذهن و روان، آراستگی بخشید  تا در آرامش و تعقل و عشق و زیبا پرستی و زیبایی دوستی،   روان شوی.  و او تورا،  باری از عشق و اندوخته ای ازخرد  و توشه ای از نور،  و صفا  و نور و عزت و کرامت داد تا یار او باشی،   نه در تند باد  وسوسه شیطان !

   و حال زمان،  زمان توبه است و خردورزی.  زمان،  زمان عشق است و پرستش و پاکی. 

بیا به دامن مهر خدایت برگرد و آستین بالا زده در خدمت مهر باش و عشق.  در خدمت خود باش و خدا.   بنگر که تا چه حد، از پرستش و عشقی؟  و در چه حد از توان،  تا به خدا برسی  و خدا گونه شوی و قدرت یابی،  تا بر هستی،  نظاره کنی و بر ذرات،  حاکم شوی و بر اسب خرد و اراده تا تصرف همه هستی،  از موضع حضرت ماجد بتازی و حکم برانی!

ای انسان !

 این منم مهدی فرزند زهرا و علی که برای سعادت تو،  هر آنچه از علی و یاران او،  از حسن و حسین و اصحابش  و از فرزندان حسین بود،  دیدی که به پای عبودیت تو و در پای پرستش انسان،  قربانی کردیم.   و تک به تک!  در شهادت لبخند رضایت زدند!  و نفر به نفر با عشق به خداگونگی تو!  تو را الگو شدند.   و تا پایان جان  و تا آخرین قطره خون، تو را دعا کردند و بر سعادت تو پا فشردند  و در مقابل شیطان بماندند تا توهم بمانی.   وبرای  ماندن و استواری،  آنها  را امام خویش  بدانی و در پای این عشق و شهادت و خون،  سپاسگزار این یاران و این خوبان باشی  و آیا سپاس از علی و فرزندان او  و آیا سپاس ازموسی وعیسی و آیا سپاس از بودا و برهمن و آیا سپاس از زردشت و هر انسان والا گوهر ونیک سیرت،   دوری از گناه و تباهی و دوری از توجیه این همه پلشتی و ستم و غارت نیست؟  آیا کسی از غارت به عمر ابدی رسیده است ؟ او کیست نام او چیست ؟

 

*- دلم می خواهد که چون بیان برای همه دنیاست.  در نهایت زیبایی کلام  و بیان باشد.  ای مولای من عالی است. ان شاء الله ( یعنی در نهایت زیبائی است).

 و تو ای  مهر ورز و ای در دین مانده،  و ای استوار در عشق،  و ای محبوب علی.  ای عاشق من،  و تو!  ای معشوق من،  و ای عاشق ِ علی،  و ای!  فرزند مادر،   بدان و آگاه باش که به حق خدا قسم،  و به جان علی قسم، که اگر شمشیرانتقام از نیام برآرم؛  آنچنان توفنده و قدرتمندانه بر هر آنچه ستم است وغارت است و دروغ، بر خواهم تاخت؛  که اثری ازگناه و پلشتی و ستم و غارت نماند.  و جان شیرین تو در عشق این چنین یورشی در مستی ابدی افتد .

ای حسین!  ای نور دیده من،  و ای استوار در عشق،  بخدا قسم که اگر اجازت یابم تا بر زمین بشورم؛  اثری از تاریکی و ظلمت و جهل  باقی نگذارم.  و از برق شمشیر خود هر چشمی را خیره  و هر جانی را آبی تازه  و هر روحی را صیقلی دوباره  و هر چشمی را نوری و هر وجودی را عطری و هر گیسویی را تابی و هر ذهنی را امانی و هر دلی را جامی و هر دشتی راعشقی و هر بیانی را روحی،  آنچنان ناب و تازه و زیبا دهم،  که عبرت هر انسان در هر نقطه از جهان باشد.

بدا به حال هر کسی که ( متأسفانه بیماری زنگ زد - عرض شد با معذرت از پاسخ گفتن به تلفن)

آری بدا به حال کسی که در هنگام یورش  چه از طریق کلام،  چه با شمشیر افراشته بر عدالت،  مقاومت کند. هیچ مقاومتی درمقابل من ممکن نیست که من حیدر کرارم و من درشجاعت همتایی در تاریخ ندارم و صد شجاع از آنها که تو می شناسی از هیبت من و از نام من درهم می شکنند بدون آنکه مرا ببینند.

ای همه خاطرات شیرین ،  اما  گناه آلوده  در تاریخ،   قبح و تلخی شما عیان خواهد شد.  ای همه روزگار سفید اما کاذب!   سیاهی و تباهی آن اوقات،  بزودی ظاهرخواهد شد.  و من استوار همچون کوهی به بزرگی هستی ایستاده ام؛  تا عدالت را  و تا مهر را  و عشق را و تا انسانیت و خدای مهرو عشق را،   بر زمین حاکم کرده و چشم امید مظلومان و عدالت خواهان،  از ابد تا ازل باشم . ان شاء الله .

و ای تاریخ،  و ای مردم،  و ای ناس،  از ازل تا آخر دنیا،  و ای مردم از ازل تا ابد،  این منم مهدی،  که خود را امروز می شناسانم.   بهوش که پایان دروغ است و پایان ستم و پایان زور.  دیگر تاب و تحمل بر من استواری ندارد.  و من در پیشگاه خدای ماجد اجازه می یابم تا بر همه آنچه غیر اوست بشورم. اینک و اینجا فرزندم حسین را معرفی تا با او ولایت کنید با او باشید و از او بشنوید و الا خُسران و ذلت نصیب شما خواهد شد.

توان او ، توان ماست.   عشق او عشق ماست .   حرف او سخن ماست و این مائیم که او را استوار داشته ایم.  دعایش کرده ایم و دوستش داریم.  او اینک در اینجا وامدار عشق است.  پاسدار صداقت ومهر است.  ایستاده در جای صداقت و مهر وعشق و خدایی خود، او رهبر است.  رهبر خدامداران عالم؛  تا مدیریت ما با او زمینه یابد.  و عشق با او استواری گیرد.  وجهان را بلرزاند.  وبر هر غیرخدا مشتاقانه بشورد. و در توفندگی،  چشمه ای  بنمایاند.  و در صحنه ی   عشق آفرینی وشور،  نمونه تاریخ شود.  ان شاء الله.

و من دوباره و دوباره  سخن خواهم  گفت.   بشنوید ،  و خود را آماده کنید که زمان،  زمان شنیدن است وعمل.   اصلاح است و توبه و بازآفرینی است و سازندگی.  علم است و قدرت؛  اماهمه با سمت و سویی الهی.   خدایی که ماجد است و مهمین و قادر.   خدایی که رحیم است و عشق است و حامد ( حمید) .  خدایی که همچون او عشقی و قادری و همتایی نیست.

 اوست خدایی که خود را شاکر خوانده!  اوست خدایی که الطاف او بیکران،  و عزت او پر دوام،  و روح او حاکم و دست او قادر و جان او شیرین و عشق او پرکشش، و اندیشه او ثابت،  وبرنامه او مشخص،  و ذهن او خلاق،  و نام او استوار،  و دامن او پرمهر،   و چشم او بینا،  و گوش او شنوا،   اگرچه نه دستی دارد و نه چشمی و نه جایی و  نه روحی  و نه جنسی بل او خداست.

  خدای بی مثال،   خدائی نامحدود،  خدائی که تا او را بشناسیم!  بر او اسمی و صفتی و داشتنی را عاریه می دهیم.

                                                                                    خدا فقط ـفقط خدا

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 18:49  توسط سید علیرضا صالحی  | 

 

                  پروفسور نوويكوف استاد رياضيات جهان مسلمان و شیعه شد

                                                      

به گزارش خبرگزاري شبستان ازكرمان این استاد برجسته ریاضیات جهان که در سالهای 2002 تا 2005 فعال ترین استاد جهان در رشته ریاضی شناخته شده است ,علت مسلمان شدن خود را معجزه قرآن دانست
وگفت: مدتها در حل یک مسئله مهم ریاضی ناتوان شده بودم که عصری در عالم خواب وبیداری مردی با لباس عرب وچهره ای گندم گون به خوابم آمد وبه من گفت :حل مسئله تو در قرآن است , سه روز آن را در سینه بگیر تا مسئله ات حل شود . من نیز چنین کردم وبعد از سه روز جواب مسئله را یافتم .وبعد از این اتفاق دو سال درباره قرآن ودین اسلام تحقیق ومطالعه کردم ونتیجه گرفتم که شاید منظور آن شخص گرفتن معارف قرآن در سینه بوده است نه جلد آن. و فهمیدم قرآنی که با گرفتن جلد آن در سینه این اتفاقات می افتد اگر معارف آن را در سینه بگیریم چه اتفاقات بزرگی خواهد افتاد وقرآن می تواند منشا بسیاری از اتفاقات بزرگ وسرنوشت سازی باشد که سعادت و رستگاری بشر را تضمین می کند و به همین دلیل تصمیم گرفتم که مسلمان شوم و حاضرم با تمام قوا همه تکالیف اسلام را به طور کامل انجام دهم چون قرآن حق است پس همه تکالیفی هم که برگرفته از قرآن باشند نیز حتما حق است.
شایان ذکر است این پروفسور بزرگ جهان هم اکنون 47 سال دارد وتا کنون به هیچ مذهبی اعتقاد نداشته ولاییک بوده است ولی اکنون شیعه شده است وبه خاطرارادت به امام جعفر صادق (ع) بنیانگذار مذهب جعفری اسم جعفر را برگزیده وپروفسور نوويكوف هم اکنون پروفسور جعفر نام دارد.

علوم مربوط به امام جعفر صادق چنان پيشرفته و حيرت انگيز است که حتي در مواردي ، علوم امروزي نيز در درک آن عاجز است و اين از معجزات ائمه شيعه است که چنين درک عظيمي از علوم داشته اند ولي اکثر ما از آن غافلیم ولی کسانی که حتی خدا را هم قبول ندارند در فهم آن از شیعیان جلو میزنند.

به نقل از:صراط 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 16:40  توسط سید علیرضا صالحی  | 

با سلام

وعرض تبریک به مناسبت میلاد نور بزرگ پیامبر مقدس اسلام محمد نبی(ص)و فرزندبزرگوار ایشان نور

 شمشم هستی و دارای جایگاه رفیع نزد خدا امام صادق (ع) پایه گذار نهضت شیعه و پرچم دار شیعه

حضرت صادق اگر ساعی نبود                                 یک نشان از شیعه گی باقی نبود  

فقه شمشیر امام صادق است                              هرکه بی شمشیر شد نالایق است

عکس از سایت رواق

همچنین روز رستاخیز زمین عید نوروز را به همه ی شما تبریک وتهنیت عرض میکنم به امید اینکه در

امسال کمتر گناه کنیم تا خدا بیشتر به ما نگاه کند

خدایا امسال را سال پیروزی مسلمانان قرار بده(آمین یاربی)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 16:34  توسط سید علیرضا صالحی  |