گفتند و گفتيم كه فاطمه فاطمه است و بیشک او نه فقط دخت پيامبر(ص)، همسر علي (ع) ، مادر حسن (ع) و حسين (ع) است بلكه او در ميان زنان دنیای اسلام، محبوبترین و محجوبترین است. او مظهر دين، اسوه تقوی، سرور زنان جهان و الگوی عفت و فضيلت است.
پس از رحلت پيامبر، مصيبتهای فراوانی قلب زهرا (س) را فشرد و زندگی را برای او تلخ و غير قابل تحمل كرد، از يك سو فقدان پيامبر كه هم پدر بود و هم راهنما و از سوی ديگر رفتار توطئهگران در غصب خلافت امير مومنان علی (ع)، او را آزرد.
سرانجام اندوه طاقت فرسای زهرا (س) و صدماتی كه بر او در دفاع از حريم ولايت وارد آورند، او را از پای درآورد و بیمار و بستری ساخت.
شهادت حضرت فاطمه (س)، را 75 تا 95 روز بعد از رحلت رسول خدا (ص) نقل کرده اند و با شهادت او ياد ياس كبود بر دل ها و قلب مسلمين جهان باقی ماند.
«علی جان! مرا شبانه غسل بده و كفن كن و مخفيانه به خاک بسپار، راضي نيستم كسانی كه پهلویم را شكستند و كودكم را سقط كردند و اموالم را مصادره كردند به تشييع جنازهام بيايند و برايم نماز بخوانند. قبرم را نيز مخفي كن!»

زیارت حضرت فاطمه(س)حتما ببینید و نظر بدهید

عکسهایی از این اتفاق...


و.....

يــــکـــروز شــبــيـــه رهــــگـذر بـرگردي
با کاسه ي آب و مجمري از اسپند
مــا آمده ايم پشت در، برگردي
وقتي سرشب که رفتنت راديديم
گــفـتـيم نمي شود سـحر، برگردي؟؟
مـــــــا مـــنــتـــظـــر تـــو ايــــم آقــا، نـکـند
يــــک جــــمــــعــــه غــــروب بي خـــبـر بـرگردي
مــن گــوشــه نــشـــيـــن کـــوچـــه بـــرگـشتــم
اي کـــاش کــــه از هــــمـــيــن گـذر بـرگـردي
پـــــرواز نــــمي کــنــيـــم از ايـنـجـا، بايد
در فــــصل نــبود بــال و پـر برگردي
وقتش نرسيده است اي مرد ظهور
بــــا سيصدوسيزده نفر، برگردي؟
یک فلش بسیار زیبا به نام خاک خونین از اعصار
اي دل بشارت مي دهم، خوش روزگاري مي رسد
يا درد و غم طي مي شود، يا شهرياري مي رسد
گر كارگردان جهان، باشد خداي مهربان
اين كشتي طوفان زده، آخر به ساحل مي رسد
انديشه از سرما مكن، طي مي شود دوران دي
شب را سحر باشد زپي، صبح سپيدي مي رسد
اي منتظر غمگين مشو، قدري تأمل بيشتر
گردي بپا شد در افق، گويي سواري مي رسد
فصل دوباره تازه شد و نيامدي، منتظر آمدنت مي مانم....
فرا رسيدن ايام فاطميه،شهادت صديقه طاهره حضرت فاطمه زهرا س
را خدمت شما بزرگوار تسليت ميگويم
@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@
@@@@@@@@
@@@@@@@
@@@@@@
@@@@@
@@@@
@@@
@@
@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@ السلام عليک يا فاطمه الزهرا س @@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
شهرپيغمبر پر از بيداد شد .....آسمان لبريز از فرياد شد
نخل ها بر سينه و سر مي زدند .....طائران عرش پرپر مي زدند
چشم جبريل امين مبهوت بود.....غرق ماتم عالم لاهوت بود
کينه توزي را عجب آموختند.....قلب مادر را به طفلش دوختند
آن در و ديوار گلگون گشت ،واي.....فرق حيدر(ع) غرق در خون گشت،واي
ضرب سيلي ديده اي را تار کرد .....مجتبي (ع) با زهرف آن افطار کرد
باغلاف تيغ ،بازويي شکست.....شمر،روي سينه مولا نشست
روي مه را ،جوهر نيلي زدند.....دختري در کربلا سيلي زدند
در بيت وحي را افروختند.....خيمه اهل حرم را سوختند
از دل زهرا(س) برون شد بوي عود.....بوي ياس و آتش و اسپند و دود
ميخ در ، پهلوي محسن را دريد.....تير شد ، بر حنجر اصغر رسيد
تيغ را قنفذ به عالم تاب داد.....دست عباس (ع) علي(ع) در شط فتاد
بس نيام و تيغ در رقص آمدند.....بوسه بر پهــــلو و بر بازو زدند
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@ السلام عليک يا فاطمه الزهرا س @@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
@
@@
@@@
@@@@
@@@@@
@@@@@@
@@@@@@@
@@@@@@@@
@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@
رسیده از طرف جناب آقای صادق
روزي مي آيي و دستان مهربانت نوازشگر دستان ما كه سالها به سوي آسمان دراز بود و لبهايمان كه ذاكر دعاي فرجت بود مي شود. اي خورشيد عالم بشريت، طلوع كن كه دلهايمان تاريك تاريك است و وجودمان سرد سرد، بيا و دلمان را روشن و وجودمان را گرم كن.
آري اي آقاي مهربان اي منجي عالم امكان، اي صاحب الزمان تو را مي گويم، تو را مي خواهم و با چشمان گريان تو را مي خوانم:
اللهم کن لوليک الحجة بن الحسن صلواتک عليه و علي آبائه في هذه الساعة و في کل الساعة ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً حتي تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فيها طويلا برحمتک يا ارحم الراحمين . اللهم صل علي محمد وآل محمد وعجل فرجهم.
گفتم :در گروه خودتان چه کاره ای ؟
گفت :دروازبان دل
گفتم :این هم شد کار ؟برو تو خط حمله
گفت:فکرم از دروازه مطمئن نیست.دلم یک دروازه است .اگرکنترل نکنم می بینی پی در پی گل می خورم .
گفتم:مثلا چه گلی؟
گفت:گل گناه - گل هوس- گل غرور- گلدوستیهای حساب نشده – گل غفلت ازآینده وآخرت.
گفتم:چطوراست جمع شویم وبا (تیم ابلیس)مسابقه بدهیم؟
گفت:بشرط اینکه خودم دروازه بان باشم.چون میدانم که از چه زاویه ای توپ گناه را به طرف دروازه دلها شوت می کنند.
گفتم:قبول.ولی از کجااین تجربه را کسب کرده ای؟
گفت:زاویه حمله ابلیس (غفلت)است و(غرور).وقتی چراغ (یاد)خاموش می شود غرور به دشمن (گرا)میدهدانگاه گل گناه دروازه دل را می گشاید.شیطان حریف قدری است.نمی شود آن را دست کم گرفت.
گفتم:پس تو (خط دفاع)را بیشتر دوست داری.
گفت:آدم اگر نتواند دفاع خوبی هم نمی شود.
گفتم:دیگرکدام زاویه راباید مراقب بود؟
گفت((خواهی نخوری زتیم ابلیس شکست باید به دفاع ازدل و دیده نشست
چون شوت شودبه سوی دل توپ گناه دروازه دل به روی آن بایدبست))
گفتم:دروازبانی هم عجب لذتی دارد .
گفت:به شرط آنکه گل نخوری وحمله شیطان رادفع کنی.((جهاد با نفس ))به همین جهــت
بالاترین مبارزها ست.





