تبليغاتX
یاران

یاران

مذهبی

تهرانیهای عزیز از خدا غافل مباشید که خدا بر همه ی اعمال ما آگاه است و  ما پاداش وعذاب را به عمل خود منتها میدانیم بترسید از خشم خدا که به شما نزدیک است از گناه روی برگردانید وتوبه کنید که خداوند رحمان است.گناه در تهران به حداکثر خود رسیده است ((مال مردم خوری و جمع کردن ثروت از اموال فقرا )) اگر به گناه خود ادامه دادید پس منتظر عذاب باشید

خدا فقط -فقط خدا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 20:55  توسط سید علیرضا صالحی  | 

1
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:47  توسط سید علیرضا صالحی  | 

نشانه هاى ظهور

هر رويكرد جهانى كه در عرصه ى گيتى تحقق يافته و مى يابد ناگزير از نشانه هايى است. بويژه رخدادهايى كه توسط پيامبران الاهى خبر داده شده است. در اين ميان حركت جهانى امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ از اين قانون مستثنى نبوده و از نشانه هايى برخوردار است تا بشريت متوجه نزديك شدن و يا فرا رسيدن آن شوند.

از وحى پيرامون زمان دقيق ظهور حضرت صاحب الزمان ـ ارواحنا فداه ـ سخنى نرسيده است بلكه دستور داده اند كه هرگاه كسى زمانى را تعيين كرد، او را تكذيب كنيد; ليكن براى آمدن آنحضرت نشانه هايى بيان فرموده اند كه برخى از آن علائم حتمى شمرده است. به اين معنا كه پس از تحقق اين امور ظهور آن امام قطعى است; كه پنج علامت مى باشند. برخى اندكى پيش از ظهور، برخى چند ماه بعد از آمدن آنحضرت و برخى اندكى پيش از قيام نجات بخش آنحضرت پديدار مى شود.

امام امير مؤمنان على ـ عليه السلام ـ فرموده اند: آنچه كه بطور حتم پيش از قيام قائم تحقّق خواهد يافت، بپا خاستن سفيانى و فرو رفتن گروهى در زمين بيدا و كشته شدن نفس زكيه و فريادى كه از آسمان بلند شده و خروج فردى از يمن است.

ساير علائمى كه در اين مورد بيان شده قابل تغييرند حتّى پر شدن زمين از ظلم. اگر چه تحقّق اين مطلب قريب به حتم است; امّا رواياتى از معصومين ـ عليهم السلام ـ وارد شده كه اگر همه ى مردم دعا كنند امر غيبت به انتهاء (پر شدن زمين از ظلم و جور) نمى رسد. اين خود حكايت از غير حتمى بودن اين نشانه ها دارد.

ممكن است چنين تصور شود كه آمدن سفيانى دربرگيرنده ى ظلم و جور فراوانى است! در جواب مى گوييم: اين در صورتى است كه مدّت سلطنت او طبق روايات نُه ماه طول بكشد وليكن نُه ماه طول كشيدن حكومت وى نيز غير حتمى است و ممكن است در آن بداء شده([1]) و زمان حكومتش يك ماه يا كمتر طول بكشد و آنچه حتمى است تنها قيام است. بلكه برخى در مورد محتوم بودن همين پنج علامت نيز بيانى دارند كه وقوع اين رويدادها حتمى نيست بلكه علامت بودن آنها براى ظهور حتمى است. بدين معنى كه اگر اينها واقع شود حتماً ظهور و قيام آنحضرت را در پى داشته و اين امر تخلّف ناپذير است; ولى ممكن هست اينها نيز اتّفاق نيفتد و در اصل وقوع اينها بداء حاصل شود چنانچه حضرت جواد ـ عليه السلام ـ حتمى بودن خروج سفيانى را تأييد نموده و سپس بداء را در آن ممكن مى شمارد([2]) و از ديگر سوى رواياتى اشاره به ناگهانى بودن امر فرج كرده و هم چنين شيعه را به انتظار لحظه بلحظه فرا مى خواند، كه مى بايست تحقّق اين امر در هر لحظه حتى در صورت عدم به وقوع پيوستن نشانه هاى حتمى، امكان پذير باشد.

 

خروج سفيانى

همانگونه كه ذكر شد پديد آمدن سفيانى از نشانه هاى حتمى ظهور مى باشد امام باقر ـ عليه السلام ـ در تفسير آيه شريفه (ثمّ قضى أجلا وأجل مسمى عنده) فرمودند:

انّهما أجلان، أجل محتوم لا يكون غيره، أجل موقوف للّه فيه المشيّة لا واللّه انّ أمر السفياني من المحتوم([3]).

آن دو مهلت است يكى حتمى و ديگر غير حتمى كه مشيت الهى در آن كارگر خواهد بود. به خدا قسم كار سفيانى حتمى است.

در بين حديث شناسان اتفاق نظر وجود دارد كه اين فرد از فرزندان ابو سفيان است و به همين جهت او را سفيانى مى گويند.

اميرالمؤمنين على ـ عليه السلام ـ مى فرمايند:

 يخرج ابن آكلة الأكباد من الوادي اليابس وهو رجل رَبْعة وحش الوجه ضخم الهامة بوجهه أثر جدري إذا رأيته حسبته أعور اسمه عثمان وأبوه عنبسة وهو من ولد أبي سفيان حتّى يأتي ارضا ذات قرار و معين فيستوى على منبرها([4]).

فرزند زن جگرخوار از بيابان خشك خروج مى كند و او مردى چهارشانه با چهره اى وحشتناك است. داراى سرى بزرگ و در چهره اش نشان زخمى چركين ديده مى شود وقتى او را مى نگرى گويى يك چشم ندارد. نامش عثمان و پدرش عنبسه و از فرزندان ابو سفيان است. حركتش را تا سرزمينى كه داراى آرامش و آب خوش گوار ]كوفه[ است ادامه مى دهد و بر فراز منبر آن مى نشيند.

خروج سفيانى قبل از قيام امام ـ ارواحنا فداه ـ واقع مى شود.

عن جابر الجعفى قال: سألت أبا جعفر الباقر ـ عليه السلام ـ عن السفياني، فقال انّي لكم بالسفياني حتّى يخرج قبله الشيصباني يخرج من أرض كوفان ينبع كما ينبع الماء فيقتل وفدكم، فتوقعوا بعد ذلك السفياني وخروج القائم ـ عليه السلام ـ([5]).

جابر جعفى از امام باقر ـ عليه السلام ـ درباره سفيانى مى پرسد. او مى فرمايد: شما را با سفيانى چكار؟! پيش از او شيصبانى از كوفه خروج مى كند و چون آب از زمين مى جوشد و گروه شما را به خاك و خون مى كشد پس از وى منتظر خروج سفيانى و پس از او قيام قائم ـ عليه السلام ـ باشيد.

امام رضا ـ عليه السلام ـ  فرمودند:

 قبل هذا الأمر السفياني واليماني والمرواني وشعيب بن صالح فكيف يقول هذا هذا؟([6])

قبل از امر فرج، سفيانى و يمانى و مروانى و شعيب بن صالح پديدار خواهند شد!! چگونه مى گويد اين همان (مهدى) است (در حالى كه هيچ يك پديدار نشده اند).

 

شخصيّت سفيانى (تفكّرات، رفتار)

نام او عثمان بن عنبسه و از نژاد امويان است مردى سفاك و خون آشام كه انسانها را مانند پشه به آسانى مى كشد هر حرامى را حلال نموده و به هر جنايتى دست مى يازد. در احاديث پيرامون تفكرات وى به گونه اى سخن رفته كه گويى هيچ اعتنايى ندارد اگر چه تظاهر به اسلام مى كند ليكن صليبى از طلا بر گردن آويخته است. از كارهاى سفيانى و جنايات هولناك او نيز بسيار سخن رفته است او سنگدلترين انسانهاست كه عاطفه در قاموس زندگيش وجود ندارد و مهر و رحم در آن ديده نمى شود. او و يارانش دلهايى مالامال از كينه و نفرت، نسبت به خاندان پيامبر ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ دارند.

در اين زمينه اكتفا مى كنيم به حديثى از وجود مقدس حضرت ختمى مرتبت محمّد ـ صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ـ كه درباره ى وى مى فرمايند:

أشدّ خلق اللّه شرّاً وأكثر خلق اللّه ظلماً شَرِسٌ، قاسي القلب، يجمع له ولجيشه من كافّة الأقطار الاسلامية فيهزمهم ويقتلهم وينادي شعار له في حروبه هو: يا ربّ ثاري ثمّ النّار يا ربّ النّار ولا العار([7]).

شر او از همه بندگان خدا بيشتر و سختتر است و بيش از همه ى مردم ستم مى كند. بد خلق و سنگ دل مى باشد از تمام كشورهاى اسلامى عليه او بسيج مى شوند آنگاه همگى را شكست داده و به خاك و خون مى كشد و شعارش در جنگها اين است، اى خدا! انتقام و سپس آتش. خدايا! آتش آرى! اما عار و ننگ هرگز.

و نمونه اى از كشتار او در كلام اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ در خطبه ى بيان اين چنين ترسيم شده است.

فيقتل بالزوراء سبعين ألفاً ويبقر بطون ثلاثمأة امرأة حامل. ([8])

آنگاه در شهر زوراء هفتاد هزار نفر را به خاك و خون مى كشد و شكم سيصد زن حامله را مى درد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:39  توسط سید علیرضا صالحی  | 

موسسان وبلاگ در نظر دارند به بهترین مناجات با حضرت قائم  جایزه ای اعطا کند

برای شرکت در مسابقه کافی است کلید نظر دهید را زده و مناجات خود را با امام زمان بنویسید

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 16:28  توسط سید علیرضا صالحی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:9  توسط سید علیرضا صالحی  | 

نه غرور و مستى و نه احساس ضعف

آنان نه به آفت غرور و مستى گرفتار مى شوند و نه از شمار اندك همراهان و پيشتازان در نخستين مراحل قيام و ظهور آنحضرت احساس وحشت و تنهايى مى كنند. زيرا انسانى كه داراى ارتباط عميق و خالصانه با آفريدگار تواناى هستى است با داشتن آن ارتباط و پيوند احساس وحشت نمى كند و نيز از پيوستن ديگران به راه و رسم نجات بخش و افتخارآفرين خويش و بسيارى همراهان، شادمان و مغرور نمى گردد.

حضرت اميرالمؤمنين على ـ عليه السلامـ  فرمود:

«يؤلّف اللّه بين قلوبهم، لا يستوحشون من أحد ولا يفرحون بأحد يدخل فيهم»([25]).

خداوند بين دلهاى آنها الفت برقرار مى كند. ايشان از كسى و قدرتى وحشت ندارند و نه بخاطر پيوستن فرد يا قدرتى به گروهشان دچار شادمانى و غرور مى گردند.

 

[10]. سوره ى بقره، 148.

[11]. بحارالانوار، ج 53، ص 91.

[12]. غيبت نعمانى، ص 316، باب 21، ح 11.

[13]. مستدرك حاكم، ج 4، ص 554.

[14]. معجم احاديث الامام المهدى، ج 3، ص 290.

[15]. الزام الناصب، ج 2؟ ص 200.

[16]. بحارالانوار، ج 52، ص 308.

[17]. بحارالانوار، ج 52، ص 308.

[18]. بحار الانوار ، ج 52، ص 308.

[19]. بحار الانوار، ج 52 ، ص 308.

[20]. الزام الناصب، ج 2، ص 200.

[21]. بحار ، ج 52 ، ص 333.

[22]. الزام الناصب، ج 2 ص 304.

[23]. بحار الانوار ، ج 52، ص 304.

[24]. بحارالانوار، ج 52، ص 308.

[25]. معجم احاديث الامام المهدي ، ج 3 ص 100، مستدرك الصحيحين ج 4 ص 554

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:3  توسط سید علیرضا صالحی  | 

شب زنده دارى ياران

ياران آن گرامى عبادت كنندگان خاضع و خاشعند; شبانگاهان را با نماز و نيايش و سوز و گداز عاشقانه به بارگاه خدا، به سحر رسانده و در نمازهاى خويش زمزمه اى همچون آواى زنبوران عسل از ايشان شنيده مى شود. در ركوع و سجود و قيام و قعودند و با وجود اين روزها در اوج آمادگى و شهامت بر مركبهاى خويش، براى انجام دستورات حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ ايستاده اند.

امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:

 «رجال لا ينامون الليل، لهم دوّى في صلاتهم كدوّى النحل، يبيتون قياماً على أطرافهم ويصبحون على خيولهم، رهبانٌ بالليل، ليوث بالنهار»([18]).

بزرگ مردانى كه شبها را نمى خوابند براى آنها زمزمه اى در نمازشان همچون زمزمه ى انبوه زنبوران، شبها را شب زنده دارى مى كنند و صبح مى كنند در حالى كه بر مركبهاى خويش سوارند (و آماده پيكار) راهبان شب هستند و شيران روز.

 

آگاهى و شناخت ياران

از ويژگيهاى آنان، اوج آگاهى و عمق دانايى و درايت آنهاست دلهاشان به نور معرفت درخشنده و نور باران است. به راهى كه مى روند يقين كامل داشته لذا همچون كنيزى كه از مولاى خود اطاعت مى كند، از امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ فرمانبردارى مى نمايند.

امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند:

 «ورجال كانّ قلوبهم زبر الحديد، لا يشوبها شك في ذات اللّه أشد من الحجر . . . هم أطوع له من الأُمّة لسيّدها كالمصابيح . . . كانّ قلوبهم القناديل»([19]).

مردانى كه دلهاشان بسان پاره ى آهن است. در ايمانشان به خدا و وعده ى او ذرّه اى ترديد ندارند و باور آنان از كوه سخت تر است . . . ايشان در فرمانبردارى از سالار خويش مطيع تر از كنيز نسبت به مولاى خود مى باشند. آنان بسان چراغهاى روشنگرند . . . دلهايشان بسان مشعلهاى پر نور است.

زيبا و ژرفترين توصيف براى يارن آن حضرت را در اين سخن زيبا مى توان ديد كه مى فرمايد:

 هرگز قلب آنان به ذره اى از شك آلوده نمى شود. و اين مقامى فراتر از فهم و دركهاست.

 

اتّحاد و برادرى ياران

از ويژگيهاى آنان، اين است كه انديشه هايشان متحدّ و يگانه، ديدگاهشان همانند، دلهايشان به هم پيوسته و به هم گره خورده است نه اختلافى در رأى و انديشه و گفتار آنان خواهى ديد و نه در رفتارشان و همگى يك دل و يك قطب و يك زبان هستند.

از امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ در وصف ايشان آمده است:

«كأنّما ربّاهم ابٌ واحد وأُمٌّ واحدة، قلوبهم مجتمعة بالمحبّة والنصيحة»([20]).

گويى يك پدر و مادر آنان را پرورانده و دلهايشان لبريز از مهر و محبّت و خيرخواهى است.

 

سنّ ياران

آنچه در روايات آمده اين است كه اكثر ياران آن حضرت در سنين جوانى اند; از امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ آمده كه فرمودند:

«انّ أصحاب القائم شباب، لا كهول فيهم إلاّ كالكحل في العين، أو كالملح في الزاد وأقلّ الزاد الملح»([21]).

ياران حضرت همگى جوان هستند و سالخورده در ميان ايشان نيست مگر مانند سرمه در چشم يا نمك در توشه و كمتر چيزى كه بعنوان توشه حمل مى شود، نمك است.

خلاصه تعداد پيران در بين اصحاب حضرت بسيار اندك است و اكثريّت آنها جوان هستند.

در روايات تعداد ياران آنحضرت كه ابتداى ظهور در مكّه حاضر شده و با او بيعت مى كنند 313 نفر ذكر شده است.

از اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ آمده كه فرمودند:

 «. . . ثمّ إذا قام، يجتمع إليه أصحابه على عدة أهل بدر وهم ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلاً»([22]).

هنگامى كه قيام كند ياران اصلى او كه شمارشان 313 نفر و به شمار ياران پيامبر در جنگ بدر است بسوى او اجتماع مى كنند.

امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمود:

 «يبايع القائم ـ بين الركن والمقام ـ ثلاثمائة و نيف عدّة أهل بدر فيهم النجباء من أهل مصر والابدال من أهل الشام والأخيار من أهل العراق»([23]).

با قائم ـ ارواحنا فداه ـ ميان ركن و مقام، 313 شخصيت بزرگ ـ به شمار ياران پيامبر در بدر ـ بيعت مى نمايند در ميان آنها چهره هاى برجسته از مصر و شايستگانى از شام و خوبانى از عراق هستند.

 

آرزوى شهادت

آرزوى بزرگ ياران خاصّ امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ به دوش كشيدن بار مسئوليت و به انجام رساندن وظايف و جهاد و شهادت در راه خداست چرا كه معنا و مفهوم حقيقى شهادت را به شايستگى دريافته و ارزش آن در بارگاه خدا را آنگونه كه بايد، شناخته اند.

حضرت صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند:

«يدعون بالشهادة ويتمنّون أن يقتلوا في سبيل اللّه، شعارهم يالثارات الحسين»([24]).

]براى خود و ديگران[ طلب شهادت مى كنند و آرزو دارند كه در راه خدا كشته شوند و شعار آنان خونخواهى حسين ـ عليه السلام ـ است.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:1  توسط سید علیرضا صالحی  | 

ياران امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ

يكى از مهمترين عوامل زمينه ساز ظهور امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ پيدايش افرادى شجاع و قوى دل است; ايشان ياران امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ خواهند بود هميشه امامان معصوم ما با كمبود رادمردانى استوار مواجه بودند و چون زمينه ى قيام فراهم نمى شد، عليه دولتهاى باطل حركتى نمى كردند. در زمان غيبت نيز اين معضل وجود دارد تا نزديك زمان ظهور، در آن زمان در اقصى نقاط دنيا عدّه اى پديد خواهند آمد كه دلهاى آنها همچون پاره هاى آهن است چنانكه در صفات ايشان بطور مفصل سخن خواهيم گفت.

طبق روايات تعداد آنها 313 نفر است كه تعداد زيادى از آنها از اهل همان زمان هستند و عدّه اى هم در زمانهاى قبل مى زيسته اند كه از قبر خارج شده و براى يارى و نصرت دين خدا با امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ پيمان مى بندند. 

در ستايش از اين گروه وارسته و شايسته اى كه خداوند اينان را برگزيده است و به همراهى و يارى حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ مفتخرشان ساخته، روايات بسيارى وارد شده است. در اين روايات ضمن ترسيم شخصيّت ارزشمند و نقش سازنده و اوصاف برجسته ى آنان، از چگونگى پيوستن آنان به امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ در مكّه، سخن رفته و فراتر اينكه، آياتى از قرآن شريف در مورد آنان تأويل شده است. از باب نمونه در ذيل آيه ى شريفه ى:

 (فاستبقوا الخيرات أينما تكونوا يأت بكم اللّه جميعاً)([10]

) در كارهاى نيك سرعت جوييد كه هر كجا باشد خداوند شما را گرد خواهد آورد.

 از امام صادق ـ عليه السلام ـ آمده است:

يعني اصحاب القائم، الثلاثمائة وبضع عشر وهم ـ واللّه ـ الأمّة المعدودة يجتمعون في ساعة واحدة كقزع الخريف([11]).

 اين آيه ى شريفه اشاره به 313 نفر ياران اصلى حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ دارد. بخداى سوگند! كه آنان در شمار، اندك هستند. امّا در كارآيى و ايمان و شكوه معنوى بسيار و بسان ابر پراكنده ى پائيزى (كه بناگاه به هم مى پيوندند و متراكم مى شوند) آنان ظرف لحظه اى در يك ساعت معيّن از سراسر گيتى در مكّه حاضرمى گردند.

امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:

«بينا شباب الشيعة على ظهور سطوحهم نيام، اذ وافوا إلى صاحبهم في ليلة واحدة على غير ميعاد فيصبحون بمكّة»([12])

 يعنى به هنگام ظهور حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ جوانان و جوانمردان شيعه همانگونه كه بر پشت بام خانه هاى خويش در خواب اند همگى يك شب بدون وعده ى قبلى، بامداد را در مكّه حاضر و به ديدار امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ مفتخر مى گردند.

در روايات از خصوصيات اخلاقى ياران آنحضرت و تعداد آنها و جنسيت قومى ايشان تعابير زيادى وارد شده كه بدان اشاره مى كنيم. ليك از باب مقدمه در يك بينش كلى امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ در اشاره به شخصيّت آنان مى فرمايد:

«لم يسبقهم الأوّلون ولا يدركهم الآخرون»([13]).

آنان در شايستگى و امتيازات بر اوج رفيعى هستند نه از نسلهاى گذشته كسى از آنان پيشى گرفته است و نه از آيندگان كسى به مقام والاى آنان مى رسد.

در مورد نحوه ى رساندن خود به آنضحرت به مقامى رسيده اند كه زمين در زير پاى آنها پيچيده مى شود.

امام صادق ـ عليه السلام ـ در مورد آنان مى فرمايد:

«فيصير إليه أنصاره من أطراف الأرض، تطوى لهم الأرض طيّاً».([14])

يعنى ياران مهدى ـ ارواحنا فداه ـ از نقاط مختلف زمين بسوى او حركت مى كنند و زمين زير پاى آنان در هم مى پيچد.

 

ايمان استوار ياران

ياران خاصّ حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ از نظر معنويّت و ايمان كامل و استوار و نداشتن ذرّه اى ترديد در دلها بى نظيرند. آنان در اوج يقين و اخلاصند و بخاطر قوّت و استوارى و كمال ايمان به خدا، ذرّه اى ترس و دلهره در كران تا كران وجودشان نيست چرا كه انسان به هر اندازه اى كه ايمانش به خدا افزون گردد، به همان اندازه توان و تلاش او افزون مى گردد.

بر اين اساس ياران آنحضرت به هنگامى كه به ميدان كارزار گام مى نهند نه كسى توان ايستادن در برابر آنان را دارد و نه پديده اى مى تواند مانع اجراى برنامه هاى نجات بخش و دستورات صادر شده از سوى فرماندهى بلند مرتبه ى آنان گردد.

از امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ آمده كه فرمودند:

«كانّهم ليوث قد خرجوا من غاباتهم مثل زبر الحديد، لو انّهم همّوا بازالة الجبال الرواسي لازالوها عن مواضعها فهم الذين وحّدوا اللّه حقّ توحيده»([15]).

آنها همچون شيرانى كه از بيشه ى خود خارج شده اند بر گرد آن حضرت حلقه مى زنند آنان براستى مانند پاره آهنى هستند كه اگر بر متلاشى نمودن كوهها تصميم بگيرند آنها را نابود مى سازند. آنان خداى را آنگونه كه شايسته است به يگانگى مى پرستند.

اگر در اين جمله كه ـ كأنّهم ليوث قد خرجوا من غاباتهم ـ براستى دقت شود وقتى شير از بيشه ى خود خارج مى شود ديگر چه كسى جرأت مقابله با او را دارد.

امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند:

«إذا ساروا يسيرا الرعب امامهم مسيرة شهر»([16])

هنگامى كه به حركت در مى آيند امواج رعب و وحشت يك ماه پيشتر از ايشان حركت مى كند.

 

تواضع و فروتنى ياران

آنان قهرمانانى فروتن، متواضع و برخوردار از ارزش اخلاقى و انسانى اند و هرگز مغرور و مست قدرت نمى شوند. آنها به مقام والاى حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ آنگونه كه شايسته و بايسته است اعتقاد دارند; تا آنجا كه نه تنها از وجود گرانمايه ى آنحضرت بهره مى برند; بلكه از زين مركب او نيز به افتخار تبرّك مى جويند و آن را مسّ مى كنند. آنان بسان فداكارانى هوشيار، بر گرد آن سرچشمه ى بركات و والاييها و ارزشها حلقه مى زنند و جان خويش را در همه ى فراز و نشيبها و ميدانهاى جهاد و پيكار، سپر بلاى جان گرامى او مى سازند و دستورات و خواسته هايش را لبّيك مى گويند.

امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند:

«كانّ على خيولهم العقبان يتمسّحون بسرج الامام يطلبون بذلك البركة ويحفّون به، يقون بأنفسهم في الحروب ويكفونه ما يريد»([17]).

چابك بسان عقاب بر مركبهاى خويش سوارند و در عشق به حضرت چنانند كه زين مركب او را براى تبرّك جستن مسح مى كنند و بر گرد يار حلقه مى زنند و در فراز و نشيبها و پيكارها او را بسان جان شيرين با همه ى وجود محافظت مى كنند و هر دستورى دهد او را بسنده اند و به انجام رساننده.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:0  توسط سید علیرضا صالحی  | 

بارگاه
+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 13:57  توسط سید علیرضا صالحی  | 

حرم مطهر
+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 13:56  توسط سید علیرضا صالحی  | 

امروز شنبه ۸/۲/۱۳۸۶ سالگرد شهادت حضرت معصومه(س) می باشد بدین مناسبت یکسری لینک هم موضوع قرار دادم

زندگی نامه آن حضرت

کرامات آن حضرت

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 13:37  توسط سید علیرضا صالحی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 12:36  توسط سید علیرضا صالحی  | 

یا قائم ال محمد
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 12:35  توسط سید علیرضا صالحی  | 

       مراحل تقرب به خدا یا آدم شدن((اولین پل  برای ارتباط با حضرت مهدی))

مراحل آدم شدم:
1- به خود دروغ نگفتن همه چيز از به خود دروغ نگفتن آغاز مي شود
2- تقوا و گناه نكردن
3- ذكر مثلاؤ روزانه 1000 بار يا حكيم و هزار بار يا علي و در سجده نماز سبحان ربي الاعلي و بحمده گفتن

4- صبر و تمرين صبر و نپريدن وسط مديريت و رهبري خدا !

5- احساس عالم شدن . بعد از موفقيت در چهار مرحله قبل انسان حرفهاي شنيدني مي زند اگر چه خياط يا چوپان باشد مثل حضرت موسي يا ... و احساس مي كند حرفهايي تازه براي گفتن دارد .

6 - ورود به علم لدن
7- اسم اعظم
8- خلوص
9 - قدرت
10 - بقا در اين مرحله جان خدا و جان بنده يكي مي شود . خدا تشري به اين مومن را تحمل نمي كند مگر خود مومن از خدا بخشش ضارب را بخواهد يا ...

11- فنا اينجا مومن احساس بودن ندارد
12 - دوره سكوت كه با صبر فرق دارد
13- عمل - در اينجا حرف تو حرف خدا و عمل تو عمل خداست.

14- لقاء خداوند اعلي و عظيم .

    

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 12:11  توسط سید علیرضا صالحی  | 

راستی میخوام از امروز مطالب جالبی در مورد امام مهدی و چگونگی ارتباط با ایشان را برای شما توضیح بدم
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 12:8  توسط سید علیرضا صالحی  | 

سلام بهترین کلمه برای شروع مجدد وبرای ارتباط است و از جمله نام های خداست پس چه خوب است که در نگاه اول یا در ارتباط یا شروع آن نام خدا را به میان آورد

 

پس سلام به همه ی شما عزیزان

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 12:3  توسط سید علیرضا صالحی  |