آنگاه كه هيچ كسي نبود و هيچ چيز، خدا روح را آفريد . روح در رحمان جلوه كرد و سپس در رحمت و از آنجا در عشق و پس از آن در محبت تا به نور در آمد و آب(نه اين آب) و ريز اتمها و كرات .
پس فيلم خلقت هر چه مي بيني را اگر به عقب ببري به روح مي رسي و به خدا . مادة المواد عالم روح است و روح من و شما و درخت و پرنده و هر قناري، همه يك است . همه يكي است و هر چه هست روح است. همه روح است. همه يك است همه اوست قل هو الله احد. (همه گويند خدا كو و حسن گويد جز خدا كو- كتاب الهي نامه آيت الله حسن زاده آملي )
لا اله (نيست هيچ هيچ) الا الله (جز خدا) وقتي چيزي غير از خدا نيست آنوقت ميدان حرف و حديث و هم حق و حقوق و كب كبه و دب دبه و چه و چه و... را ديگر نمي بينيم كه همه اوست بيكران و بينهايت .
و هر چه هست اوست. هر وجنه اي اوست. هر گلايه و نق و عدم رضايت به گلايه و عدم رضايت از خدا بر مي گرد. هر غيبت و تهمت به هر كسي، غيبت و تهمت به خداست و هر قرض دادني قرض دادن به خداست (و من يقرض الله ...)

پس چه جاي غيبت، تهمت، دروغ، ستم و غارت . كه تهمت و ستم به خداست. به خود است. اين است كه برمي گردد (بازگشت عمل ) پس بخودت رحم كن. غيبت خودت را نكن از خودت بد نگو!
از طرفي همه اوست و هر فعلي از اوست و هر فعلي اوست. پس چه جاي گلايه و نق. ( از آنجا كه ) خدا زيباست. هر چه هست اوست و زيباست. ببينيم و بفهميم اين زيبايي را. كج ايستاده اي صاف به ايست. تو كج هستي نه آينه
فرموده اند : هر كه در شرايط و موقعيتي كه هست خدا را شكر كند، در مقام رضاست.
همه اوست و ماده اصالت ندارد . هر اتفاق اوست و اينست كه علم امروز كه مبناي آن ماده است دم به دم با شكست و ابطال پذيري روبروست . هر چه هست. روح است. خداست . در اين فهم است كه 300 نفر، در جنگ بدر مقابل هزار نفر مي ايستند و يك قاسم با 30000 نفر مقابل است . و قادر به شكست آن لشگر( است ) اگر مشيت اجازه مي داد.
و با فهم اين چنين است كه رزاق اوست . عزت در دست اوست . علم در دست اوست صبر و
قدرت از اوست و ما فقط گيرنده ايم راديو ئي ( هستيم) تو از ايستگاه مي گيري. اينجا
خبري نيست. پس منيت يعني چه؟ تكبر چه معني دارد؟ و چون رزاق اوست كار نه براي رزق
بلكه براي عبادت است.